من امروز ساعت ۱۲:۳۹ دقیقه ی نیمه شب سیزدهم آبان هشتادو هشت
رسما اعلام ورشکستگی میکنم!
طلبکاران گرامی پیشاپیش از صعه ی صدرو صبر و شکیبایی شما سپاسگذاریم!
ساعت حوالی دوازده شبه!
طبق معمول هر شب میرم تو فکر،تو خاطرات،تو مشکلات،خاطرات خوب با آدمای خوب....
بازم مثل هر شب خوابم نمیبره!میام تو اتاق و از ممدمون میپرسم...
-من:محمد!
-اون:چته؟
-من:الاغ مگه داری با بابات حرف میزنی؟!!!
-اون:بوووووووووق(سانسور شد)
-من:یه دکتر روانپزشک خوب سراغ داری؟
-اون:آره خودم هستم بگو
من:خوردم به یه گره کوری که هر ورشو میکشم کور تر میشه!موندم ! نمدونم باید چیکار کنم!
-اون:خب گره کوره دیگه!
-من:جدی می گی؟
اون:بییییییییب(بازم سانسور شد)
-من:بیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
ییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییب!
-من:یعنی چی؟یعنی هیچ جور نمشه بازش کرد؟
-اون:چرا گره کوری که باز نمیشرو یه چاقو میندازن میبرنش!!
و من که تا حالا هویجوری برا خالی نبودن عریضه داشتم دهان میجنباندم یهو رفتم تو فکر!
بدم نمیگه ها!نه؟چرا هی دارم گره هرو میکشم؟خب اگه قرار بود باز شه تو این بیست سال و چند ما ه و چند روز بالاخره باز میشد دیگه!
برا همین امشب میخوام یه تصمیم بگیرم!
میخوام گره هرو ببرم!چاره ای ندارم!
برای راه رفتن مجبورم از قسمتی از بند کفشم که گره کور خورده بگذرم!
حالا این بنده هرچقدرم که مهم باشه!چه از جنس طلا باشه چه پشم گوسفند!
اگه نزاره راه برم.... مجبورم ببرمش!
امشبم وقتشه که برای هدفایی که دارم یه چیزایی و یه کساییو کنار بزارم....
(از اینجا به بعد پست هم برای هدفم بریده شد)
چه روز میمونی!۱مهر آغاز مدارس و دانشگاههاو اغاز ضدحالهای درسی!
اصلنم در این موارد جملاتی چون تو دیگه بزرگ شدیو ...رو نمیپذیریم!
دویما داستان افشاگری زنده بودن سعیده رو الان تلویزیون نشون میداد که گفته بودن تو این درگیریهای انتخابات دستگیر و تجاوز و کشته شده و(که البته من هیچ نظری راجب صحت این موضوع ندارم!)... خداییش خیلی چیزی تخیلی بود البته من چون در جریان مستنداتش نبودم اظهار نظری نمیکنم ولی افشاگری اینام جالب بود!پر از نکته قابل تامله!
فکرشو کنید سعیده خانوم در یک رو آفتابی تصمیم میگیره از خونه فرار کنه و چه جالب که از پنجره می پره پایین برای فرار از دست تنها مادرش!(بدتر شد که داش محسن)...
از پنجره که می پره پاش می شکنه و از قضا همون موقع یه خانواده به شدت فردین پیداش می کنن! میبرنش بیمارستان برا درمان!سعیده خانوم با خانوادش(تنها مادرش!)مشکل داشته و نمی خواسته بره خونه!حالا چرا خونوادهه فردین بودن؟عرض می کنم!
چون بعد از بهبودیش میبرنش خونشون و با این که سعیده خانوم هیچی از خونه و خونوادش بهشون نمیگه اینام از ترس این که بیرون بره بلایی سرش بیاد، نگرش میدارن!!!!!!!!!!!!!!!حالا نه یه شب!از اون موقع که سایتا خبر فوتشو تو دستگیری تو تظاهرات داده بودن تااااااااااااااااااااااااااااااااااا چن وقت پیش که امشب افشاگری شد!!!!!!!!!!!!!
روی فردینو کم کردن!
حالا جالبه خونوادهه یه دختر بی کس و کارو بردن خونشون و تازه به پلیسو ... هم هیچی نمیگن!!!!چی بگم؟
و مجددا موندم که با فرض صحت این داستان، این سایتا(که خبر فوتو تجاوز بهش و... رو دادن) از کجا فهمیدن سعیده غیب شده که راجبش دروغ بسازن!
نقطه اوج داستان تازه اینجاااااااااااااس!!!بیمارستان نپرسیدن این ننه بابا نداره؟؟!آخه کدوم بیمارستانی یه بیمارو میده به خانواده غریبه ای که آوردنش؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
حالا تو این مدتم که نبوده براش مراسم ختم میگیرنو کلی برنامه و خبرش تو سایتا پخش میشه و حتی مهندسموسویم تو مراسمش شرکت میکنه و ....
بازم خبری از خانوم نیست!
که ییهو برادران اطلاعاتی(که دستتون تو بینیتونم بره میفهمن!)به فکر میفتنو فرتی پیداش میکنن و تحویل خانوادش میدن!البته الان یه عرض ادبیم به برادران اطلاعاتی بکنیم چون دارن مطلب و در همین حین که آفلاین مینویسم می خونن!خیلی مخلصیم...
ملواناااااااان خلبانااااااااااان.... اصلا به من چه بابا!والا میان میگیرنمون حوصله دادگاهو ... ندارم.
کی به کیه زنده باد دیکتاتور عذر میخوام اشتباه شد زنده باد دکتر!(شباهت لفظی بود)
دیگه بیشتر از این ذکر مصیبت نمیکنم که حالا مراسم ختم و غیرش هم جالبه و جای بحث داره!
خلاصه نکنید این کارارو زشته!دیگه قدر چغندر که میفهمیم!
البته بگما من نمیدونم که حالا اون حرفای سایتام درسته یا غلط ولی این افشاگری خیلی خنده بود!
پی نوشت:
فیلا میخوام بزارم این مثلا اصولگراها زهد و تقوا برا هم خیرات کنن و مشغول باشن!تازه خیلیم مخلصشونیم چون من هی گناه میکنم اینا برام میشورن!آقا کنتور بازه تا میتونید تهمت بزنید و پشت سرم بحرفید و... ثواب که ندارید بدن بهمون حداقل گناهای مارو بگیرید!
پست بعدیمم خیلی با حاله بخونید!اون انچوچک ۱۷هیم که برام نظر خصوصی میزاره لفطا خفه شو تا از خجالتت در نیومدم با جملات ۱۸+ !!!
اقای محترم از آی دیت به راحتی میشه فهمید کی هستی!بی جیگر گرامی حالا با اسم خودت نظر نمزاری نزار چرا با چنتا اسم مختلف مینظری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ای خدا اینا چی میخوان؟؟؟؟
صبح امروز پنجمین جلسه دادگاه نمایشی، این بار با هدف قرار دادن اینترنت و کروبی و مهدی هاشمی، برگزار شد. عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار و محمدرضا نوربخش سردبیر روزنامه فرهیختگان از جمله کسانی بودند که در این دادگاه نمایشی به اعتراف پرداختند و همانطور که وادار شده بودند، علیه اینترنت، کروبی و مهدی هاشمی به طرح سخنانی پرداختند.
- در پنجمین جلسه دادگاه، کودتاگرانی که این نمایش را ترتیب داده بودند، ناگهان یادشان آمد که ذکر نام و نشان دادن چهره متهمان خلاف قانون است. بدین ترتیب پس از پنج جلسه، مردم ناگهان شاهد آن بودند که تلویزیون دیگر چهرههای متهمان را نشان نمیداد، و خبرگزاریها نیز نام اختصاری آنها را ذکر میکردند. هرچند باز هم ارتباطات و سمت آنها، هویتشان را نشان میداد. بامزهترین قسمت ماجرا اما آنجا بود که از ستاد انتخاباتی م.م یا م.ک صحبت میشد!
- عبدالله مومنی را در حالی به دادگاه نمایشی امروز آورده بودند که در چهل روز گذشته هیچ خبری درباره او وجود نداشت، تا جایی که حزب متبوع او (سازمان ادوار) نسبت به جان وی ابراز نگرانی کرده بود.
- تلویزیون به شکلی ناشیانه، نام کروبی را از صدای اعترافات عبدالله مومنی حذف میکرد و آن بخش از صدای وی را میبرید. اما خبرگزاریهای وابسته به کودتا، نام کروبی را ذکر میکردند.
- تاکید مومنی بر سادگی و احساساتی بودن کروبی و برنامههای ساختارشکنانهی وی، از جمله مضامین مورد تاکید کودتاچیان بود که این بار از زبان مومنی بیان میشد.
- نماینده دادستان که در جلسات قبلی، کیفرخواستهایش در رسانهها به مقالات روزنامه کیهان تشبیه شده بود، این بار نام متنی که میخواند را نیز تغییر داد و به جای کیفرخواست، از عنوان "آسيبشناسي فضاي سايبر و جنگ رواني رسانههاي بيگانه و كشورهاي غربي با استفاده از فضاي اينترنت عليه كشورمان" استفاده کرد که تا کار کیهاننویسان را راحتتر کند.
- این مقاله آسیبشناسی! در واقع یک متن سطحی و نوعی کیفرخواست علیه اینترنت بود. نماینده دادستان البته آمار کاربران ایرانی اینترنت را به 25 میلیون رساند که معلوم نیست از کجا درآمده است و باید وزارت ارتباطات جواب بدهد. اما نکتهی جالب، محاکمهی سایتهای فیسبوک و یوتیوب بود که ظاهرا این روزها بدجوری موی دماغ کودتاچیان شدهاند و با وجود فیلترینگ چند لایه، باز هم انحصار خبری و ارتباطی حاکمیت کودتا را میشکنند.
- محاکمهی یک طراح سایت به اتهام طراحی سایتهای قلم نیوز و میرحسین دات کام از دیگر اتهامات بدیع و جالبی بود که نشان میدهد از نگاه کودتاچیان، نفس فعالیت انتخاباتی و ترغیب مردم به رای دادن هم یک جرم نابخشودنی محسوب میشود.
- راهاندازی جنبش وبلاگی، یکی از موارد مشترک اعترافات چند متهم بود که نشان می داد از دید بازجویان، وجود جنبش در وبلاگها نوعی براندازی محسوب میشود!
- یکی از نکات جالب اعترافات، ابراز برائت از هرگونه توطئه در راهپیمایی روز قدس بود!
- یکی دیگر از نکات جالب و تحریک کنندهی دادگاه نمایشی امروز، به محاکمه کشاندن یک نفر به اتهام تلاش برای برنامهریزی قطع ناگهان برق بود که نشان میدهد که کودتاچیان تا چه حد از چنین طرحی میترسند و ممکن است باز هم معترضان را به پیگیری این طرح، ترغیب کند.
- دادگاه نمایشی امروز، اولین دادگاه از این نوع پس از حضور صادق لاریجانی در قوه قضاییه و حضور جعفری دولتآبادی در دادستانی تهران بود که نشان میداد ادعاها و وعدههای این دو در روزهای ابتدایی مسئولیتشان، بیاساس بوده و قرار نیست در روندهای غلط حاکم بر دستگاه قضایی، هیچ تغییری اتفاق بیفتد.
پی نوشت:آزادی نابود می شود حتی در اینترنت!سردمداران دروغین آزادی بیان و استقلال و عدالت که روزی به شنود تلفن های مردم در آمریکا اعتراض میکردند حال کار را به جایی رسانده اند که دیگر حتی در این صفحه ی وب هم باید لال شد اگر می خواهیم که فردایی ما را هم مانند...

و همچنان چشمهایتان را ببندید و گوشهایتان را کر کنید و خود را به نفهمی بزنید تا این ظلم گریبان خودتان را هم بگیرد....
ولی آنوقت دیر است....
و چه تلخ است طعم ظلم...
پی نوشت!این هم فهم دکتر برای اثبات وجود مشورت در دولت(ماها رو چی فرض کرده به نظر شما؟؟!!)
محمود احمدينژاد كه امروز براي ارائه توضيحاتي در خصوص اظهارات نمايندگان موافق و مخالف در مجلس حضور يافت به اظهار مخالفان مبني بر اينكه چرا دولت با آنها مشورت نكرده است، اشاره كرد و گفت: خيليها اعلام كردند كه در اين چهار سال دولت با كسي مشورت نكرده است. چرا برخي فكر ميكنند كه دولت مشورت نميكند غير از اين است كه پيوسته دولت با نمايندگان مجلس به صورت كميسيوني و فراكسيوني جلسه برگزار كرده است غير از اين بود كه نمايندگان را دعوت كرده و به سخنان آنها گوش كرده است.
وي ادامه داد: همواره با اشخاص مختلف صحبت كرده و نظرات آنها را جويا ميشوم حتي نامههايي را كه به دولت ميرسد بررسي ميكنم به طور مثال كودك پنج سالهاي كه پيش دبستاني است با آن دست خط برايم نامه نوشته بود به او زنگ زده و صحبت كردم يا دانشآموز سوم دبستاني كه بانقاشيهايش طرح داده بود مثلا در نقاشيهايش گفته بود كه ترافيك را اينگونه انجام دهيم. بنده زنگ زدم و با او 20 دقيقه صحبت كردم و از او پرسيدم كه طرح او براي حل مشكل ترافيك چيست؟

... we forget easily
البته اشتباه نشه ها ما مثل این به ظاهر اصولگراها آدم پرست نیستیم ....